Mehranmakki's Weblog

جایی که حقیقت آزاد نباشد آزادی حقیقت ندارد

بیست و دوم بهمن

 

 

 

اعلامیه شاخه استکهلم حزب مشروطه ایران 

ازفاجعه ی اسفناکی که باعث شد ملت ایران گروگان سیاسی ، قشریون حاکم گردند سی ویک سال می گذرد. در این سالها رژیم اسلامی آنچنان پنجه  بر چهره ی آن کشور و مردم کشیده است که اگر پایداری ایرانی وار این ملت نبود ، تا کنون شیرازه ی ایران از هم پاشیده بود . با وجود تمام مصائب سرشاراین سالهای سیاه ، آنان که هستند هنوز ایرانی اند ولو محبوس و محصور و نیز آنان که مردند ، ایرانی از این بند رستند . آخوندها که در ماهیت ، خرد ستیز و بیگانه از دانش اند از ابتدا ملاک را بر سلطه و حاشیه ی امن مردم رابر اطاعت بی چون و چرا ، تعریف نمودند .

 

اکنون حکومت اسلامی را بحران های جدیدی فرا گرفته ، فزون بر آنچه که در پیش داشت تا بدانجا که مردم دامنه ی  اعتراضاتشان را تا ریشه های این حکومت گسترده اند و ستون های اصلی ارزش های خود خوانده ی نظام را یکی پس از دیگری در هم میشکنند . اینک جنبشی در سراسر ایران به راه افتاده است که دیگر نام ” امام ” و انقلاب قادر به متوقف ساختن آن نیست . حکومت به جائی رسیده است که ابزار سرکوب و قوه ی قهریه اش را بی اثر و آرمان هایش را جمله بر باد می بیند و مردم هر روز بیشتر می پرسند و پیش می آیند و در پی مطالبات خود هستند و دیگر گوششان به تفسیر آخوند ها بدهکار نیست . این مردم در پس مبارزه ای صف آرائی نموده اند که ارزش های دیگری را ملاک می داند، آنها پشت سر مبارزه ای هستند که ولی فقیه ، دین سیاسی و حکومت  استبدادی را تا نابودی می برد ، تا ورای آن آزادی و دمکراسی را بدست آورند .

 

امروز مردم سرنوشت مبارزه را سراسر در دست خود گرفته اند و می بینند که چگونه دنیا  نیز به پشتیبانی شان برخواسته است . جمهوری اسلامی دارد زیر فشارهای درون و بیرون و اختلافات داخلی اندک اندک از هم می پاشد. در نقطه ی مقابل حکومتی که به گرداب چند دستگی افتاده است جنشی که با خودی و غیر خودی نکردن هر روز پیوسطه تر می گردد قرار دارد . امروز حمایت تاثیر گذار از مردم بپاخاسته ایران آن است که از رقابت و خودی و ناخودی کردن پرهیز نموده و قوای خود را متمرکز بر حمایت از اهداف جنبش مردم ایران سازیم . یک تظاهرات پرشکوه با صفوف به هم پیوسطه که نمادی از این انسجام هدفمند می باشد بیشتر راهگای جریان است تا پراکنده بودن جمعیت بی شکل . آنچه ضروری به نظر میرسد تلاش در به هم پوستن و اعلان اعتراض گروهی است .

 

امید است در 22 بهمن امسال حضور گسترده و پیوسطه مردم را شاهد باشیم

 

 

حزب مشروطه ایران شاخه ی استکهلم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زنده باد ایران          زنده باد ملت ایران          حزب مشروطه ایران

February 2, 2010 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | No Comments Yet

با همت همه ما بیست و دوم بهمن امسال به سه دهه حکومت خواص خاتمه میدهد

 

بیست و دو بهمن ماه هر سال یادآور ناکامی ها ودرد و رنجی است تلخ برای ملتی بجان امده که بیش از یکصد سال

بدنبال آزادی و دموکراسی است.

 

بیست و دو بهمن ماه هر سال برای من به مثابه یک کابوس هولناک است که اوج کج اندیشی << راهبران >>

به اصطلاح روشنفکری است که جامعه و خود را به قهقرا بردند عکس امامشان را در ماه دیدند و بدنبال مویش در کتاب اسمانیشان گشتند بدون اینکه فکر کنند این ره عاقبت به چاه جمکران خواهد انجامید

 

بیست و دوم بهمن ماه  میخواست نقطه پایانی باشد برای مدرنیته و تجددی که نیاکان ما بدنبالش بودند و شروع حکومت خلیفه گری که بجای ارباب و رعیت این بار خواص و عوام داشت ویا بقول خمینی امت اسلامی در بلاد اسلامی

 

بیست دوم بهمن امسال میتوان به یک رفراندم میلیونی بدور از خشونت مورد نظر حاکمان تبدیل کرد یک نه به بزرگی ایران به حاکمان قرون وسطائی این ملک کهن

 

 

از جنبش  ترقیخواه و پیشرفته مشروطیت تا انقلاب ارتجاعی و عقب افتاده بهمن بقول چپ ها ( در وزن انقلاب اکتبر)

این ملت همواره در بزنگاه تاریخ قافیه را به فرصت طلبانی روشنفکر نما باخته است و به مقصود مورد نظرش نرسیده

ولی این بار به نظر میرسد که نسل جوان و پیشرو ایران میداند که جمهوری اسلامی را نمیخواهد و برعکس پیشینیان

روشنفکرش ! میداند که چه میخواهد یک دموکراسی لیبرال با رعایت کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

 

 

 به باور من  پس از جنبش اخیر مردم ایران  حکومت اسلامی به پایان راه رسیده است و با تلنگری به زباله دان تاریخ جائی که بقیه رزیم های دیکتاتوری رفته اند پرتاب خواهد شد حاکمیت همواره به اراده ملت بستگی دارد و لاغیر

 

بیست و دو بهمن ماه اینبار اخوند ها به مساجد بر میگرداند  برای ملتی بجان امده که میخواهد مانند دیگر مردم دنیا ازاد زندگی کند و در هزاره سوم میلادی یک مشت آخوند منحرف جنسی برایش تعین تکلیف نکنند

 

با همت همه ما بیست و دوم بهمن امسال به سه دهه حکومت دینی خاتمه میدهد

January 28, 2010 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | 6 Comments

فرصت ها دارند از دست میروند

اگر عده ای بدنبال حفظ سفره شان هستند ما باید به فکر حفظ میهنمان باشیم

 

 

تشکیل یک جبهه دموکراسی خواهی  ملی واقعی که از رهبران همه اقشار جامعه ایران( چپ راست جمهوری خواه مشروطه خواه و غیره ) تشکیل شده باشد به اضافه الیت مستقل مورد تائید ایرانیان تنها راه نجات ملت ایران از شر

حکومت دیکتاتوری مذهبی است

 

اولین جبهه ملی متشکل شد از نوزده تن از انسان هائی که دریافتند برای از پای در اوردن استعمار پیر و اخراجش از ایران یک راه وجود دارد و ان هم همکاری همه با هم برای هدفی مشترک.

 

دلیلی که دکتر محمد مصدق و یارانش که همگی انها دارای دیدگاه های متفاوت و در اکثر اوقات مخالف  بودند را دور هم جمع کرد و جبهه ملی ایران را بوجود آورد امروز نیز یک ضرورت تاریخی است که باید به انجام برسد

انچه بعد ها عده ای هم فکر را به صرافت انداخت تا از این اسم در جهت منافع حزبی و گروهی خود استفاده کنند هیچ ربطی به جبهه ملی ایران ندارد و یک دکان سیاسی بود و هست.

 

جبهه ملی نمیتوانست به مثابه یک حزب سیاسی دارای اساسنامه و مرامنامه باشد و برای هدفی خاص تاسیس شد و

اهداف مشترک  بنیانگذارانش همانا ملی کردن صنعت نفت و اخراج استعمارگران بود که کمابیش در این امر غیرممکن

ان روز موفق شدند و اگر بعدها به مشکل خوردند باز هم اختلاف بین خودشان بود که متاسفانه قواعد بازی دموکراتیک را رعایت نکرده و با احساسی عمل کردن بسیاری از فرصت ها را از دست دادند تا دیگران برایمان تصمیم گرفتند.

 

انچه باعث شد نیاز به این جبهه را در این برهه زمانی بیش از همیشه درک کنم مشترکات انروز جامعه ایران با امروز بود و خطراتی که در کمین ماست از تهدید نظامی امریکا و اسرائیل تا تکه تکه و بالکانیزه کردن ایران توسط دشمنان به

کمین نشسته ان تا جنگ داخلی و سرنوشتی همانند عراق و افغانستان

 

و اما مشترکات

انروز هم کشور ما توسط بیگانگان چپاول میشد ( انگلستان) امروز هم چنین میشود (چین و روسیه))

انروز مردم با وجود این همه منابع غنی در فقر و بدبختی زندگی میکردند امروز هم اکثریت ملت در رنج و عذابند

انروز منابع نفت کشورمان خرج رفاه مردم بریتانا میشد امروز خرج اعراب فلسطین و غزه و لبنان میشود

انروز ملت ایران بدنبال آزادی های سیاسی (حداقل مدنیش را داشتیم) بودند و امروز هم همچنان داریم برایش هزینه میدهیم

انروز نخبگان و سیاستمدارن وطن دوست ایرانی مشترکات زیادی برای تشکیل جبهه ای واحد برای اهدافشان یافتند

امروز هم ما حول دموکراسی و حقوق بشر برای  همه ایرانیان میتوانیم چنین جبهه ای تشکیل دهیم

فرصت ها دارند از دست میروند اگر عده ای بدنبال حفظ سفره شان هستند ما باید به فکر حفظ میهنمان باشیم

برای نجات کشور باید کاری کرد

January 21, 2010 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | 1 Comment

جمهوری اسلامی یک حکومت مافیائی است

 

نمیدانم شما چه احساسی دارید وقتی این صحنه های ترور را در تلویزیون یا در سامانه های مختلف میبینید ولی من را به یاد فیلم های مافیائی میاندازد برای مثال صحنه رستوران میکونوس را را جستجو کنید دقیقا با انچه در پدرخوانده یک اتفاق افتاد منطبق است  ویا ترور مرحوم بختیار همینطور ترور های موسوم به قتل های زنجیره ای (فروهرها) و مختاری و دیگر دگر اندیشان.

تعداد قتل ها اعدام ها و همینطور حذف های فیزیکی بحدی زیاد است که عمق این فاجعه انسانی بعد ها توسط محققینی

بیطرف نگاشته خواهند شد قتل هائی که هرگز آمرین و عاملینش مشخص نگردیدند و پرونده شان مختومه گردیدند.

 

سینما رکس آبادان اگر نقطه آغازی بر حکومت وحشت و ترور ( وحشت بزرگ را وعده داده بودند) بود تا وقتی این حکومت در کلیتش به زباله دان تاریخ فرستاده نشده است هیچ پایانی در این وضعیت متصور نیست.

قتل این استاد فیزیک دانشگاه هم در همین سلسله قابل بررسی است و بیشتر به جنگ خانواده ها در فیلم های مافیائی 

میماند و شاید هم هشداری است به خانواده های دیگر این حکومت مافیائی.

 جمهوری اسلامی یک حکومت مافیائی (نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم) است با این تفاوت که جنگ پدر خوانده هایش بر سر کشوری به بزرگی ایران است با کلیه منابع و ثروتش.

 

برگردیم به موضوع جنبش دموکراتیک مردم ایران    

موضوع ما اصلا نه موسوی است و نه احمدی نزاد هیچ کدام از این دو انچه من میخواهم را نمایندگی نمیکنند

این جمله  را ضمن اینکه مورد تائید من نیز هست از زبان خیلی ها شنیده ام و یا در مطالب مختلف خوانده ام

موسوی حتی بقول اطاق فکر خود خوانده که جدیدا ادعای رهبری جنبش را هم به خودشان میدهند ( واقعا وای به حال ما اگر این ها میخواهند برای ما تولید فکر بکنند با افکاری پوسیده  مربوط به هزار و چهارصد سال قبل) حتی کف کف مطالبات ما هم نیست و بازگشت به زمان خمینی فکر نمیکنم در مخیله هیچ انسان دموکراتی بگنجد

 

اگر سی سال پیش پدران ما به هر علتی این جانوران را بر خود مسلط کردند خوب بدبختیش را هم خودشان کشیدند و هم روزگار ما را سیاه کردند ولی ما باید یک بار برای همیشه زیر بنای کشورمان را بر اساس یک دموکراسی لیبرال بنا نمائیم و در غیر اینصورت باز هم به جائی نخواهیم رسید

دوستان نگذاریم صورت مسئله را برایمان عوض بکنند

 

تاریخ مصرف این دیناسور ها گذشته است ما در هزاره سوم میلادی هستیم

January 14, 2010 Posted by mehranmakki | mehran makki, مهران مکی | , , | No Comments Yet

دموکراسی نمیتواند رنگی داشته باشد

 

راستی دموکراسی چیست؟

 

نظامی سیاسی است که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص حکومت می‌کنند. میان انواع گوناگون مردم‌سالاری، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. از میان گونه‌های مختلفی از دموکراسی که وجود دارند، بعضی نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان میگذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانون گزاری دقیق برای جلوگیری از توزیع نا متعادل قدرت سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایز کننده دموکراسی نام برده میشود. در صورت عدم وجود حاکمیت مسولیت پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سو استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت میگوند.) از اصلی ترین روند‌های موجود در دموکراسی‌های ممتاز میتوان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه میدهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خود رای بدهند

 

حال با نگاهی به تعریف کلاسیک  دموکراسی من هیچ کجای ان مبحثی که رنگی خاص را تداعی نماید نمیبینم

بگذارید راحت بگویم چیزی به نام دموکراسی سبز از اساس با دموکراسی لیبرال که کلیه کشور های اروپائی و امریکا بر اساس ان اداره میشوند منافات دارد و یک فریب بزرگ است

چرا چنین میاندیشم بسیار ساده است زیرا به منظر من مراد از دموکراسی در این عبارت جمهوری است و مراد از سبز در این قسمت اسلام ناب محمدی است و انچه از دموکراسی سبز میخواهد در بیاید جمهوری اسلامی خمینی است

بدیگر سخن بازگشت به سی سال پیش یعنی بازگشت به هر انچه بر ما گذشته در این کابوس سی ساله که به این نقطه

رسیده ایم

اگر سی سال پیش روشنفکران ما بجای اینکه دنبال روی از مردم هیجان زده بکنند سعی در روشن کردن مردم از انچه قرار بود با حکومت اسلامی بر سرشان بیاید مینمودند ( مرحوم شاهپور بختیار و یکی دو تن استثنا هستند) ما امروز مجبور به دادن این همه هزینه نمیشدیم لذا نشستن و تائید کردن دیگرانی که میخواهند با پنبه سر ببرند و دیگر بار ما را در چاه ویل اسلام سرگردان کنند بنظر من جایز نیست و باید کاری کرد باید تاریخ سی ساله را به یاد جوانانی اورد که شاید نمیدانند خمینی چه بر سر این ملت آورده است نمیدانند اقتصاد مال خر است یعنی چه نمیدانند جنگ نعمت است چه معنی میدهد نمیدانند فراری دادن اساتید دانشگاه ( هزار وهشتصد استاد ایرانی فقط در امریکا مشغول کارند)  چه قیمت گزافی برای ملت ما تمام شد ونمیدانند با گروگان گیری دیپلمات های امریکائی سی سال است ما گروگان امریکا شده ایم و میلیارد ها دلار پول این ملت هرگز باز پرداخت نشد و 

 هزاران هزار از این دست که جوان امروز نبود که بداند

 

دموکراسی نمیتواند رنگی داشته باشد

January 7, 2010 Posted by mehranmakki | mehran makki, مهران مکی | | 1 Comment

چه بودیم چه میتوانستیم بشویم و چه شدیم

 

 

 

نقد و نظری کوتاه بر فیلم ملکه و من ساخته خانم ناهید سروستانی

واقعیت این است که حدودا دو سال پیش توسط دوستی متوجه شدم که خانم ناهید سروستانی ( اسم ایرانی ایشان را ترجیح میدهم) در حال ساختن فیلمی از شهبانو فرح پهلوی است.

با اطلاعاتی که این دوست داد و همچنین با تجربه ای که از فیلم های قبلی ایشان داشتم و بعضا مصاحبه هایش با بعضی رسانه های مغرض اکثرا چپ برایم شکی باقی نماند که تصویری بسیار منفی و زشت از خاندان پهلوی و مخصوصا شخص شهبانو که برای من مظهر محبت و انسانیت یک زن اصیل ایرانی است در دست تدوین است.

در هر صورت با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم ضمن تماس با شهبانو ایشان را از این موضوع اگاه کرده و جلوی این کار را بگیریم.

دردسرتان ندهم در غایت امر شهبانو فرح تصمیم گرفتند که این کار را به پایان ببرند و این فیلم به پرده سینما در نقاط مختلف دنیا راه یافت و من هرچه منتظر شدم کسی ایرادی خاص بگیرد چنین اتفاقی نیفتاد و ضمنا کسی هم تعریفی از این فیلم نکرد!

 

بهرحال خودم این مستند را دیدم لینکش را در ذیل مطلب میگذارم تا دوستانی که مایل هستند خودشان به تماشایش بنشینند

راوی قصه برشی به زندگی شهبانو میدهد که شهبانو با ازدواجشان با شاهنشاه اساسا وارد صحنه تاریخ میشوند و تقریبا نیم قرن تاریخ میهنمان را جلوی چشمانمان میگذارد

 

خانم سروستانی ( دومین زن از ان منطقه که اولیش کریستین امانپور را همواره مورد ستایش قرار دادم) بنظرم بسیار منصفانه زندکی شهبانو را بتصویر کشانده است و مطمئنا دیگر بین چپ های همیشه ظلبکارمان جائی ندارد و بقول شهبانو سی سالگیش را از سر گذرانده است ولی من فکر میکنم ما یک تشکر به ایشان بدهکاریم زیرا که پیش داوری

درستی  نکردیم.

 

 در اخر فیلم من از خودم این پرسش را کردم

 

 

چه بودیم چه میتوانستیم بشویم و چه شدیم!

 

 

لینک فیلم ملکه و من

 

http://svtplay.se/v/1823059/dokumentar__drottningen_och_jag

January 4, 2010 Posted by mehranmakki | mehran makki, فرح پهلوی, ملکه و من, مهران مکی, ناهید سروستانی | , , , | 2 Comments

بعضی آدم ها عاقبت بخیر میشوند و بعضی آدم ها عاقبت به شر

اگر انسان  با تمام ادعاهایش و پیشرفت های علمی قادر به خیلی کارها شده است و اگر حتی توانسته است گوسفند را

شبیه سازی ( کلونی) نماید یا ابر کامپیوترها را بسازد و یا به کرات دیگر برود هنوز نتوانسته است خیلی کار ها را هم انجام داده و مهمترین همه نتوانسته است جلوی مرگ را بگیرد.

 

آیت‌الله حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعه، در سن ۸۷ سالگی و بر اثر بیماری درگذشت.

حسینعلی منتظری در سال ۱۳۰۱ شمسی در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد. وی که پیش از انقلاب، بارها به زندان افتاده بود و نماینده تام‌الاختیار آقای خمینی در ایران بود، پس از انقلاب به عنوان قائم مقام رهبری و جانشین آیت‌الله خمینی انتخاب شد.

آقای منتظری مدتی نیز ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی را بر عهده داشت

 

شخصا توسط یک دوست که دست اندرکار بود به نامه ای دسترسی پیداکردم که منتظری در زمانی که نایب خمینی بود

به او نوشته بود و در ان به بسیاری از اعمالی که در زندان های جمهوری اسلامی میگذشت مخصوصا اعدام های

فله ای  و تجاوز به دختران در زندان اوین و در غایت همین نامه و مخالفت های ایشان باعث شد که از قدرت کنار گذاشته شود و حتی مدتی در حصر خانگی باشد.

بهر حال منتظری اینطور که در خاطراتش میشود دید و هم در اعمال و گفتارش مشهود است همانا عصیان او از جوانی

است که هم زندان های قبل از انقلاب وهم برکناری بعد از ان بخوبی ان را نشان میدهد.

تشسع باشکوه پیکر ایت الله منتظری به منظر من نشان از عاقبت بخیر شدن او و اسطوره ماندن پیرمرد در تاریخ پر فراز و نشیب کشورمان است که تعداد خادمین در ان بسیار اندک است برعکس تعداد  سیاسی کاران ان بسیار است.

 

بهرحال بعضی آدم ها عاقبت بخیر میشوند و بعضی آدم ها عاقبت به ا.ن

December 23, 2009 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | No Comments Yet

سی سال عاشورا برای حکومت اسلامی موهبت بود بگذارید یکبار هم برای ما باشد

عاشورا و تاسوعا برای آخوند ها همواره یک موهبت الهی بوده است

قبل از این انقلاب نالازم بره کشان آخوندها بود و با گریه انداختن عوام

زندگی میگذراندند سالی یکبار شمر میامد و حسین و یارانش را تشنه لبان میکشت ومیرفت تا سال بعد.

قیمه و قرمه سبزی هم البته مزید بر علت بود که نذریش واقعا مزه دیگری داشت و ارتباط حسین مظلوم! با ان را من نمیدانم.  

به عبارت دیگر بنیان اساسی شیعه اثنی عشری بدون شهادت حسین و مسائل کربلا قطعا کمیتش میلنگید

خمینی همواره میگفت این عاشورا و تاسوعا است که اسلام را زنده نگه داشته است و این فرهنگ عزاداری فرهنگ کربلائی و گریه وشیون را نه تنها ترویج که حتی بدون ان بقائی برای حکومت متصور نمیدیدند

اما بنظر میاید که اینبار همه ابزارهای حکومت به ضد خودش تبدیل شده است

روز قدس (خمینی کاسه داغتر از آش این روز را که هیچ ربطی به ما ندارد اختراع کرد) اولین سیلی محکم را به گوش حکومت اسلامی از سوی ملت نواخت.

هیچ کس باور نمیکرد روزی فرا برسد که<< امت همیشه در صحنه>> بجای مرگ بر اسرائیل  بگویند مرگ بر روسیه  و یا احساسات ناسیونالیستی چنان غلیان کند که نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران در فضای تهران طنین انداز شده

موجب ناراحتی حکومت عرب زده و فلسطینی ها ( به جهنم) گردد.

ولی چه حکومت بخواهد و چه نخواهد این واقعیت جامعه ایران است و این سزای حکومتی است که سی سال تمام بر طبل ضد ایرانی کوبیده است.

واقعیت این است که انچه در بیش از یکهزار سال قبل در صحرای کربلا اتفاق افتاد اساسا نه تنها مشکل ما نیست بلکه

اصلا بود و نبودش هم هیچ اهمیتی برای سرنوشت این ملت نداشته و ندارد اما بنظر میرسد این بار داستان فرق میکند

جمهوری اسلامی را باید با ابزار خودش زمین گیر کرد و روز قدس یا عاشورا و تاسوعا قطعا یکی از این ابزار است

 

سی سال  عاشورا برای حکومت اسلامی موهبت بود بگذارید یکبار هم برای ما باشد

December 17, 2009 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | No Comments Yet

مردم وقتی حکومتی را نمیخواهند باید برود

این شاید دقیقترین تعریف از وضعیت کنونی ایران باشد مردم ایران اوائل با ایما واشاره و سپس مستقیما با هدف گرفتن عمود خیمه انقلاب ( این از افاضات مسعود بهنود است در تعریف از خامنه ای) بارها وبارها فریاد زده اند که این حکومت قرون وسطائی را دیگر نمیخواهند.

اختلاف و شکاف بین میراث خواران این ملک کهن بسیار فراتر از ان چیزی است که ما فکر میکنیم کار به جائی رسیده است که

رفسنجانی (درشترین دانه این تسبیح بد قواره ) میگوید مردم دیگر ما را نمیخواهند و این نه به معنی قسمتی از این نظام بلکه به معنی کل نظام جمهوری اسلامی است وقتی جمعیت فریاد میزند موسوی بهانه است کل نظام نشانه است

 

عده ای فکر میکنند در این وضعیت توان مردم رو به افول خواهد گذاشت و این حکومت است که بر مشکلات فائق میاید

این تحلیل کاملا باطل است زیرا توان حکومت ها در تقابل با مردم همواره زودتر فرسایش میابد و دلیل ان بسیار واضح است

این حکومت ها هستند که در طول تاریخ همواره قدرت را وانهاده اند و به زباله دان تاریخ انداخته شده اند و نه مردم

  محرم نزدیک است و در این ماه آخوندها کمال استفاده را در زمینگیر کردن حکومت سابق بردند این روز هم مثل خیلی روزهای دیگر در جمهوری اسلامی ا تعطیلی بردار نیست و تعطیلی ان انشاالله کرکره حکومت اسلامی را پائین میکشد

بهترین شرایط برای جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران فراهم شده است باید با کارت های حکومت بازی کرد  وقتی اجازه تظاهرات در روزهای مورد نظرتان را نمیدهند میشود در روزهائی که تظاهرات برای جمهوری اسلامی از نان شب هم واجب تر است این ها را مورد عنایت قرار داد.

جمهوری اسلامی را باید تا 22 بهمن از صفحه روزگار حذفش کنیم

مردم وقتی حکومتی را نمیخواهند باید برود

December 10, 2009 Posted by mehranmakki | Uncategorized | , , | 2 Comments

شانزده آذر امسال حکایت دیگری است

سالهای متمادی دوستان (رفقا) چپ توده ای اکثریتی و کارگری به اضافه انواع دیگر مثل مارکسیستی – اسلامی ویا

ملی – مذهبی ویا  چند گروه که همگی خود را <<جبهه ملی>> مینامند این روز را با آب و تاب فراوان به عنوان

روز دانشجو مینامیدند و همه مساعی خود را برای همه گیر کردن این روز بکار میبرده اند ولی این روز همواره در همان چهارچوب دانشگاه ماند  حال ببینیم اساسا چه اتفاقی در این روز افتاده است

 

ماجرای شانزده آذر از آنجا آغاز شد که در آستانه ديدار ريچارد نيکسون معاون وقت رياست جمهوری آمريکا تعدادی از دانشجویان اکثرا چپ و طرفدار حزب توده اجتماعی در دانشگاه بوجود اورده و شعارهای ضد امریکائی و حکومتی سر میدادند و لذا حکومت برای ایجاد نظم واحدی نظامی را به محل اعزام میکند.

دانشجويان خشمگين از حضور نظاميان در دانشگاه، آن روز صبح را با مسخره کردن کماندوها و دادن شعارهای مخالف حکومت میدادند که موجب درگیری تعدادی از نظامیان و دانشجویان شد و موجب کشته شدن سه تن از دانشجویان گردید.

مهدی شريعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ نيا سه دانشجوئی بودند که متاسفانه در این حادثه غم انگیز کشته شدند شریعت رضوی به گروه های اسلامی تعلق داشت قندچی از طرفداران حزب توده بود و مدتی نیز در زندان گذرانده بود و بزرگ نیا اساسا هیچ تعلق سیاسی نداشت ( همسوئی چپ و اسلام از همان تاریخ مشهود بوده است)

بهرحال گروه های چپ و اسلامی نيز در سال های بعد با استقبال ازاین  هديه که کشته شدن این  سه دانشجو در آستانه سفر نيکسون به آنها داده  بود، کمال استفاده را برده و کربلائی دیگر افریدند ( کربلای 28 مرداد هنوز هم سینه زن های زیادی دارد) ولی با همه تبلیغاتی که انجام گرفت شانزده آذر هیچگاه از دانشگاه خارج نشد و در میان عامه مردم مقبولیتی نیافت.

اما شانزده آذر امسال حکایت دیگری است شانزده آذر اینبار سبز است و مطمئنا همه ما در ان حضور خواهیم داشت

و شاید ما را قدمی به برچیدن این حکومت نزدیکتر بکند و در یک کلام هیچ ربطی به اتفاقات ان سالها که به تحریک حزب روسی توده و یا نحله های فکری اسلامی که در یک اتحاد نا میمون ما را به این روز سیاه کشانده اند ندارد و نباید مورد سواستفاده قرارگیرد

 

اما شانزده آذر امسال حکایت دیگری است

December 3, 2009 Posted by mehranmakki | Uncategorized | | 2 Comments